ارسال پیامک با پیش‌شماره شهرتان! (041-051-071) - اولین بار در ایران توسط ایده‌پیام مشاهده

مجله ایده پیام

روز موسیقی ایران
27 بازدید
0 نظر

نگاهی مختصر به موسیقی جهان و ایران

بخش اول: تکامل موسیقی جهان

"موسیقی"چقدر با این واژه آشنا هستیم؟ یا چقدر میشناسیمش؟ آیا صرفا به عنوان یک شنونده آن را میشناسیم یا بیشتر؟
ششم بهمن روز موسیقی ایرانی را تصمیم گرفتیم کاملا به این موضوع بپردازیم و ببینیم اصلا پیام کلی موسیقی برای هر انسان و هر موجود زنده دیگری چیست...

در دره‌های عمیق جنوب آلمان، باستان‌شناسان قطعاتی از استخوان کرکس کشف کردند که با دقت تراش خورده بود. وقتی این قطعات را کنار هم گذاشتند، متوجه شدند با قدیمی‌ترین ساز شناخته شده بشر روبرو هستند: یک فلوت باستانی با عمری بیش از ۴۰٬۰۰۰ سال.

 این کشف نه تنها تاریخ موسیقی را بازنویسی کرد، بلکه گواهی داد که نیاز انسان به بیان خود از طریق نوا و صوت، به قدمت خود انسان است. موسیقی، زبان جهانی بی‌کلام، در طول تاریخ شاهد تحولات فرهنگی، اجتماعی و تمدن‌ها بوده است. در این میان، ایران به عنوان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان و پلی میان شرق و غرب، نقش منحصربه‌فردی در این موضوع ایفا کرده است.

دوران باستان (تا قرن پنجم میلادی)

 در میانرودان باستانی، در محوطه معبدی در اور، نوازندگانی با چنگ‌های بزرگ سرودی برای اینانا، الهه عشق و جنگ نواختند. موسیقی در این تمدن‌های اولیه – سومر، بابِل، آشور – بیشتر از آن که هنری مستقل باشد، جزئی جدایی‌ناپذیر از مراسم مذهبی، جشن‌های درباری و آیین‌های اجتماعی بود. الواح گلی به جا مانده از ۱۴۰۰ سال پیش از میلاد، حاوی قدیمی‌ترین نت‌نگاری‌های شناخته شده هستند که سرودهایی برای خدایان را ثبت کرده‌اند.

 در مصر باستان، موسیقی جایگاهی والا داشت. نقاشی‌های مقبره‌ها نشان می‌دهند گروه‌های کاملی از نوازندگان، رقصندگان و خوانندگان در مراسم حضور داشتند. سازهای بادی مانند فلوت و کلارینت‌های دوگانه، سازهای زهی مانند چنگ و تنبور، و سازهای کوبه‌ای مانند طبلی که با دست نواخته می‌شد رواج داشتند. در همین زمان، در چین باستان، فلسفه‌ای عمیق موسیقی را در بر می‌گرفت. موسیقی بخشی از نظام منظم کیهانی "یو" بود و اعتقاد بر این بود که نواهای درست می‌توانند هماهنگی را به جامعه بازگردانند.

 سازهایی مانند "شیونگ" اجداد سیکسون امروزی و مجموعه‌ای از زنگ‌های سنگی به نام "بین‌ژونگ" ساخته شدند. در یونان باستان، موسیقی وارد حوزه فلسفه شد. فیثاغورث با آزمایش روی سیم‌های مرتعش، رابطه ریاضیاتی بین فواصل موسیقایی را کشف کرد و مفهوم "هماهنگی افلاک" را مطرح ساخت – این ایده که حرکات سیارات موسیقی مخصوص به خود را تولید می‌کنند. برای یونانیان، "موسیکه" مفهومی وسیع‌تر از ملودی داشت و شعر، رقص و اخلاقیات را نیز در بر می‌گرفت.

 

قرون وسطی و رنسانس (قرن ششم تا شانزدهم میلادی)

با افول امپراتوری روم و گسترش مسیحیت در اروپا، موسیقی نیز رنگ و بویی جدید به خود گرفت. کلیسای کاتولیک تبدیل به حامی اصلی هنرها، از جمله موسیقی شد. در صومعه‌های تاریک و سرد اروپا، راهبان مشغول توسعه فرمی از آواز مذهبی به نام "گرگوریان" بودند – ملودی‌های یک‌صدایی، بدون همراهی ساز و با متنی لاتین که مستقیماً از کتاب مقدس گرفته می‌شد. این نواهای آرام و روحانی، قرار بود ذهن را از امور worldly پاک کرده و به تأمل   spiritual  وادار کند.

 نقطه عطف بزرگ در این دوره، اختراع "نت‌نویسی" بود. در حدود سال ۱۰۲۵ میلادی، راهبی ایتالیایی به نام "گیدو د آرتزو" سیستم خطوط موسیقی را ابداع کرد که با قرار دادن نتها روی چهار خط (حامل اولیه) یادگیری و انتقال دقیق ملودی‌ها را ممکن می‌ساخت. این انقلابی بود در حد اختراع چاپ برای ادبیات.

 با ورود به دوره رنسانس (حدود ۱۴۰۰-۱۶۰۰ میلادی)، بادهای تغییر به سوی موسیقی نیز وزید. انسانگرایی، توجه به زیبایی‌های زمینی و تجربه فردی، جایگزین تمرکز صرف بر امر الوهی شد. موسیقی نیز از کلیسا به دربارهای اشرافی و خانه‌های ثروتمندان راه یافت. فرم "پلی‌فونی" – ترکیب هنرمندانه چندین خط ملودیک مستقل – به اوج خود رسید. آهنگسازانی مانند "ژوسکن د پره" در فرانسه و "جووانی پیریجی د پالسترینا" در ایتالیا، موسیقی‌هایی خلق کردند که پیچیدگی کنترپوانتیک آن‌ها تا امروز شگفت‌انگیز است.

موسیقی غیرمذهبی یا "سکولار" نیز رونق گرفت؛ مادریگال‌های ایتالیایی و چانسون‌های فرانسوی، عشق، طبیعت و زندگی روزمره را با ظرافت و شیرینی بی‌سابقه‌ای به تصویر می‌کشیدند.

 

از باروک تا کلاسیک (قرن هفدهم و هجدهم میلادی)

اگر رنسانس تولد فردیت بود، دوره باروک (۱۶۰۰-۱۷۵۰ میلادی) نمایش شکوه و عظمت آن بود. موسیقی نیز مانند معماری و نقاشی، پر از تزئینات، حرکت‌های پرشور و تضادهای شدید شد. در این عصر، دو سبک مهم متولد شدند: اپرا و ارکستر.

نخستین اپراها در فلورانس پدید آمدند، جایی که گروهی از روشنفکران و موسیقی‌دانان (به نام "کامراتا") قصد داشتند تراژدی‌های یونان باستان را با موسیقی احیا کنند. نتیجه، درام‌های موزیکالی بود که داستان را با آوازهای تکنفره (آریا)، گفتگوی آوازی (رسیتاتیف) و بخش گروهی (کُر) روایت می‌کردند. از سوی دیگر، ساخت سازها  به ویژه سازهای زهی مانند ویولن  به حد کمال رسید.

 خانواده‌هایی مانند "استرادیواری" در ایتالیا، سازهایی خلق کردند که صدای آن‌ها تا امروز بی‌نظیر است. این امر به تشکیل اولین ارکسترهای واقعی انجامید.

"یوهان سباستین باخ" بزرگترین در این دوره، در آلمان مشغول خلق آثاری بود که منطق ریاضیاتی و عمق معنوی بی‌همتایی داشتند. در انگلستان"جرج فردریک هندل" با اپراها و اوراتوریوهای پرشکوهش مانند "مسیحا" لندن را تسخیر کرد.

 اما قرن هجدهم، با عصر روشنگری، ذائقه را تغییر داد. پیچیدگی‌های باروک جای خود را به وضوح، تعادل و زیبایی‌های طبیعی موسیقی کلاسیک داد. مرکز این تحول، شهر وین بود. هایدن، "پدر سمفونی"، قالب چهارموومانی سمفونی را به کمال رساند. موتسارت، نابغه ای زودرس، با حس Melodic بی‌نظیر و درک عمیق از روان انسان، اپراهایی مانند "دون ژوان" و سمفونی‌هایی درخشان خلق کرد و سپس بتهوون آمد.

 او که در آستانه دوره رمانتیک می‌زیست، موسیقی کلاسیک را از درون متحول کرد. موسیقی او بیانیه‌ای شخصی، قدرتمند و اغلب انقلابی بود.

 سمفونی نهم او با آن بخش کُرال معروف به "قصیده شادی"، مرزهای موسیقی سازی را در نور دید و پیامی جهانی از برادری را فریاد زد.

 

رمانتیسم و مدرنیسم (قرن نوزدهم و بیستم میلادی)

قرن نوزدهم، قرن رمانتیسم بود. در موسیقی، این به معنای اولویت احساس بر عقل، فردگرایی افراطی و علاقه به طبیعت، افسانه‌ها و ملی‌گرایی بود.

آهنگسازان می‌خواستند شنونده را به اعماق احساسات، از عشق و حسرت گرفته تا ترس و وحشت، بکشانند. فرانتس شوبرت با لیدهایش (ترانه‌های هنری آلمانی)، روایتگری صمیمی و درون‌گرا را به اوج رساند. "فردریک شوپن" لهستانی تمام عمر خود را وقف پیانو کرد و با نوکتورن‌ها، پولونزها و مازورکاهایش، استعداد را در ملودی‌هایش نشان داد.

 "ریچارد واگنر" در آلمان، با ایده "اثر هنری تام"  موسیقی، شعر، نمایش و صحنه‌آرایی را در خدمت اپراهای عظیم اساطیری خود مانند "حلقه نیبلونگ" درآورد. او هارمونی را تا مرز فروپاشی پیش برد و راه را برای قرن بیستم هموار کرد.

در اواخر قرن، ملی‌گرایی موسیقایی شکوفا شد. "ادوارد گریگ" در نروژ، موسیقی محلی را با زبان ارکستری مدرن درآمیخت. در روسیه، آهنگسازانی مانند "چایکوفسکی" با سمفونی‌ها و باله‌هایی غنی و پرشور، هنر روسی را به جهان نشان دادند.

 اما قرن بیستم با یک زمین‌لرزه آغاز شد. آرنولد شونبرگ در وین، نظام تونال (مرکزیت یک نت خاص) را که پایه موسیقی غرب برای قرن‌ها بود، کنار گذاشت و "دوازده‌تنی (Atonality) را بنیان نهاد. این به معنای برابری تمام دوازده نت گام و پایان ملودی‌های سنتی بود. همزمان، در آن سوی اقیانوس اطلس، انقلابی دیگر در حال وقوع بود. در جامعه آفریقایی-آمریکایی‌های جنوب آمریکا، از دل رنج و اسارت، موسیقی‌ای عمیق و بدیع زاده شد که "بلوز" نامیدن. این موسیقی ساده اما پرسوز، با ساختار هارمونی مشخص، بذر ژانرهای بعدی را کاشت.

 بلوز به شهرهای شمالی مهاجرت کرد، با گروه‌های بزرگتر درآمیخت و تبدیل به "جاز" شد. "لوئی آرمسترانگ" با ترومپت جادویی و آواز منحصربه‌فردش، جاز را به هنری اصیل و جهانی تبدیل کرد. در میانه قرن، ریتم‌های جاز و انرژی راک اند رول دهه ۵۰، در دهه ۶۰ به "موسیقی راک" تبدیل شدند.

بیتل‌ها با نبوغ ملودیک و خلاقیت بی‌پایانشان، نه تنها موسیقی پاپ، بلکه فرهنگ جهانی را متحول کردند. دهه‌های ۷۰ و ۸۰ شاهد تنوع بی‌سابقه‌ای بودند: از پیچیدگی پراگرسیو راک تا انرژی خام پانک، و از ریتم‌های رقصان دیسکو تا تولد هیپ‌هاپ در محله‌های فقیرنشین نیویورک.

خیلی ها این دهه و دوران را جز بهترین دوران تاریخ موسیقی میدانند، فقط چند مثال از هنرمندان آن دوره مایکل جکسون،الویس پریسلی،کوئین"queen" دمیس روسوس و بی جیز و... بودند که نشان میدهد قرن بیستم سرشار از استعداد های متفاوت در سبک های متفاوت بود.

 

عصر دیجیتال و موسیقی معاصر (از ۱۹۸۰ تاکنون)

انقلاب دیجیتال، همه چیز را در مورد موسیقی تغییر داد. با اختراع سینثسایزرهای دیجیتال، سامپلرها و نرم‌افزارهای تولید موسیقی (DAW)و یا (FL studio) هر کسی با یک لپ‌تاپ می‌توانست استودیویی کامل را در اختیار داشته باشد. MIDI (رابط دیجیتال سازهای موسیقی) زبان مشترک بین دستگاه‌ها شد. نتیجه، تغییر خلاقیت و تلفیق سبک‌ها بود. موسیقی الکترونیک از کلاب‌های زیرزمینی به جریان اصلی آمد. DJها و تولیدکنندگانی مانند دفت پانک، هنر "ساختن" موسیقی با قطعات از پیش ضبط‌شده را به کمال رساندند.

 جهانی‌شدن و اینترنت، مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را در هم شکست. خواننده پاپ کلمبیایی، شکیرا، ریتم‌های لاتین را با پاپ راک درهم آمیخت. جریان‌های محلی از آفریقا (مثل آفروبیت) و آمریکای لاتین (مثل رِگِتون) به گوش میلیاردها نفر در سراسر جهان رسید. امروز، موسیقی بیش از هر زمان دیگری دموکراتیک، متنوع و در دسترس است.

 استریمینگ سرویس‌هایی مانند اسپاتیفای و اپل موزیک، کل تاریخ ضبط‌شده موسیقی را در جیب ما قرار داده‌اند. الگوریتم‌ها، کشف موسیقی جدید را شخصی‌سازی می‌کنند. با این حال، چالش‌هایی نیز وجود دارد، ارزش‌گذاری هنر در دنیای دسترسی نامحدود رایگان، کشمکش هنرمندان با پلتفرم‌های قدرتمند، و حفظ تنوع صوتی در جهانی که گاه به سمت همگونی پیش می‌رود.

 

بخش دوم: موسیقی ایران در گذر زمان

دوران باستان و اساطیری (قبل از اسلام)

ریشه‌های موسیقی ایرانی در خاک حاصلخیز تمدن‌های اولیه فلات ایران ریشه دارد. در شوش، پایتخت ایلامیان، نقش‌برجسته‌هایی از نوازندگان چنگ و سازهای کوبه‌ای به دست آمده که نشان از اهمیت موسیقی در آیین‌ها دارد. در دوران باشکوه هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ ق.م)، موسیقی درباری و مذهبی اوج گرفت.

کتیبه‌های تخت جمشید، هیبت نمایندگان ملل مختلف را نشان می‌دهد که هدایا می‌آورند و به احتمال قوی، گروه‌های موسیقی نیز جزئی از این تشریفات بودند. از دوران اشکانی (۲۴۷ ق.م – ۲۲۴ م) اطلاعات کمتری در دست است، اما می‌دانیم موسیقی غنایی و عاشقانه (به احتمال زیاد توسط نقالان یا "گوسان‌ها") رواج داشته است. اوج موسیقی باستانی ایران به دوران ساسانی (۲۲۴-۶۵۱ م) بازمی‌گردد. پادشاهانی مانند بهرام گور و خسرو پرویز به موسیقی علاقه‌مند بودند و از موسیقی‌دانان حمایت می‌کردند.

 در این دوره است که نام "باربد"، نوازنده و شاعر افسانه‌ای، برای همیشه در تاریخ ثبت می‌شود. داستان‌ها حکایت از آن دارند که او ۳۶۰ لحن یا "دستگاه" برای روزهای سال، ۳۰ لحن برای روزهای ماه و ۷ لحن اصلی برای روزهای هفته ساخته بود که به "خسروانی" معروف شدند و گاه به عنوان ریشه دستگاه‌های موسیقی امروز ایران در نظر گرفته می‌شوند. سازهای این دوره شامل "چنگ" (انواع مختلف)، "بربت" (نیای عود امروزی)، "نای" و "طبل" بود. موسیقی نه تنها برای تفریح، بلکه برای آموزش اخلاق، حکمت و حماسه‌سرایی به کار می‌رفت.

 

ورود اسلام و شکل‌گیری نظام مقامی (قرن هفتم تا پانزدهم میلادی)

حمله اعراب و گسترش اسلام در قرن هفتم، تحولی عمیق در تمامی شئون زندگی ایرانیان، از جمله موسیقی، ایجاد کرد. در ابتدا، با تفسیرهای خاص از دین، برخی محدودیت‌ها برای موسیقی به وجود آمد، به ویژه برای موسیقی غیرمذهبی و شاد. اما ایرانیان، با میراث غنی خود، نه تنها موسیقی خویش را حفظ کردند، بلکه در پیریزی موسیقی تمدن اسلامی نقش محوری ایفا کردند. بسیاری از موسیقی‌دانان و نظریه‌پردازان برجسته دوره اولیه اسلامی، ایرانی بودند. ابونصر فارابی (۸۷۲-۹۵۰ م) در کتاب "الموسیقی الکبیر" به تفصلی بی‌سابقه به علم موسیقی (فیزیک صوت، ساخت ساز، فواصل) پرداخت.

 ابوعلی سینا (۹۸۰-۱۰۳۷ م) نیز بخشی از کتاب "شفا" را به موسیقی اختصاص داد و بر رابطه موسیقی و سلامت نفس تأکید کرد. اما مهم‌ترین چهره در تدوین نظام نظری موسیقی ایرانی اسلامی، "صفی‌الدین ارموی" (۱۲۹۴-۱۲۱۶ م) بود که امروز را به بزرگداشت او "روز موسیقی ایرانی" نامیدند.

 او در دربار خلفای عباسی در بغداد خدمت می‌کرد و دو رساله مهم به نام‌های "الادوار" و "رساله الشرفیه" نوشت.

او برای اولین بار، نظام "مقامی" را به صورت مدون و علمی ارائه داد. در این نظام، "مقام" (جمع: مقامات) به الگوهای ملودیک مشخصی گفته می‌شد که قالب‌هایی برای بدیهه‌ سرایی فراهم می‌کردند.

هفده مقام اصلی و بیست و چهار "شُعبه" (فرعی) شناسایی شدند. این نظام، پایه موسیقی نه تنها ایران، بلکه بسیاری از مناطق تحت تأثیر فرهنگ اسلامی، از آناتولی تا آسیای میانه شد. موسیقی در این دوره، در کنار دربارها، در خانقاه‌های صوفیان نیز جایگاه ویژه‌ای داشت. سماع، با استفاده از موسیقی و حرکت، وسیله‌ای برای رسیدن به حالات معنوی بود.

 

دوره صفویه تا قاجار (قرن شانزدهم تا نوزدهم میلادی)

در دوران صفویه (۱۵۰۱-۱۷۳۶ م) و با رسمیت یافتن مذهب شیعه، موسیقی مذهبی با محوریت مرثیه‌ سرایی و نوحه‌ خوانی در آیین‌های محرم رشد چشمگیری یافت. سازهایی مانند "دهل" و "ساز" (نوعی شیپور) در این مراسم به کار می‌رفتند. موسیقی دربار نیز ادامه یافت. در همین دوره است که ردپای تأثیر موسیقی غرب، احتمالاً از طریق تماس با بازرگانان و دیپلمات‌های اروپایی، آغاز می‌شود. اما نقطه عطف اصلی، در دوران قاجار (۱۷۸۹-۱۹۲۵ م) رخ داد.

 به ویژه در عصر ناصرالدین شاه (حکومت: ۱۸۴۸-۱۸۹۶)، تماس با غرب شدت گرفت. شاه در سفر به اروپا، با موسیقی و تئاتر غربی آشنا شد و پس از بازگشت، دستور تشکیل "ارکستر نظامی" به سبک غربی را داد. این اولین برخورد ساختاریافته ایران با هارمونی و ارکستراسیون غربی بود.

 در همین زمان، در دل سنت، تحولی مهم در حال وقوع بود. نظام مقامی قدیم، به تدریج در حال تبدیل به نظام "ردیف" دستگاه‌های امروزی بود. استادانی مانند “میرزا عبدالله” (۱۸۴۳-۱۹۱۸) و “آقا حسینقلی” با جمع‌آوری و مرتب‌سازی گوشه‌ها و نغمه‌های قدیمی، ردیف‌های منظمی برای تار و سه‌تار تدوین کردند. این ردیف‌ها، که مجموعه‌ای از قطعات و ملودی‌های سنتی بودند، به عنوان متد آموزشی و چهارچوبی برای بدیهه‌سرایی، مبنای آموزش موسیقی سنتی ایران تا امروز قرار گرفتند. در این دوره، ساز تار به شکل امروزی خود نزدیک‌تر شد و ویولن نیز به تدریج وارد موسیقی ایرانی شد. همچنین، برای اولین بار، نت‌نویسی غربی توسط شخصیت‌هایی مانند “محمدرضا خان دل‌نواز” برای ثبت موسیقی ایرانی به کار گرفته شد.

 

عصر نوگرایی و مدرنیزاسیون (اوایل قرن بیستم تا ۱۹۷۹)

جنبش مشروطه (۱۹۰۶) بیداری اجتماعی و ملی‌گرایی جدیدی را به همراه آورد که بر هنرها نیز تأثیر گذاشت. "علینقی وزیری" (۱۸۸۷-۱۹۷۹) پیشگام این تحول بود.

 او که در اروپا تحصیل کرده بود، با بازگشت به ایران، مدرسه عالی موسیقی را تأسیس کرد. وزیری برای اولین بار، هارمونی و کنترپوان غربی را به طور سیستماتیک به موسیقی ایرانی وارد کرد و قطعاتی برای ارکستر ترکیبی از سازهای ایرانی و غربی ساخت. او همچنین با اصلاح تار (اضافه کردن سیم ششم) و تدوین متد آموزشی، آموزش موسیقی را نظام‌مند کرد. شاگرد برجسته او، "روح‌الله خالقی" (۱۹۰۶-۱۹۶۵)، با تأسیس هنرستان عالی موسیقی و همچنین تشکیل "انجمن ملی موسیقی" و ارکستر "گل‌ها"، نقش بی‌بدیلی در ترویج موسیقی ملی-هنری ایران ایفا کرد. ترانه ماندگار "ای ایران" با آهنگسازی او، نماد این حس ملی‌گرایی موسیقایی شد.

 در این دوره، رادیو تهران (تأسیس ۱۹۴۰) به مهم‌ترین رسانه پخش موسیقی تبدیل شد. برنامه‌هایی مانند "گل‌ها" به سرپرستی "داود پیرنیا" با گردآوری بهترین خوانندگان (مانند بنان، قمر، ایرج)، شعرای بزرگ (مانند حافظ، سعدی، رهی) و آهنگسازان چیره‌دست (مانند پرویز یاحقی، همایون خرم)، عصر طلایی موسیقی اصیل ایرانی با کلام را خلق کردند.

همزمان، در حوزه موسیقی کاملاً سنتی و بدون کلام، استادانی بی‌همتا ظهور کردند. "ابوالحسن صبا" (۱۹۰۲-۱۹۵۷)، نابغه‌ای چندسازه که بر ویولن، سه‌تار، سنتور و نی مسلط بود و ردیف‌های جدیدی تدوین کرد. "احمد عبادی" در سه‌تار نوازی سبکی عارفانه و عمیق را بنیان نهاد. و در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی، "محمدرضا لطفی" و "حسین علیزاده" با نگاهی هم به عمق سنت و هم به نوآوری‌های معاصر، جریان "موسیقی مقامی" و گروه‌های همچون "شیدا" و "عارف" را رهبری کردند. در سوی دیگر طیف، موسیقی پاپ ایرانی با الهام از موسیقی پاپ غربی و موسیقی فیلم‌های هندی و ترکی، به سرعت محبوب شد. خوانندگانی مانند "ویگن" و "کوروش یغمایی" و آهنگسازانی مانند "انوشیروان روحانی" ترانه‌ سراهایی چون "ایرج جنتی عطایی" موسیقی هایی تولید کردند که در مهمانی‌ها و رادیوها پیچید و بخشی از خاطره جمعی نسل آن دوره و حتی دوره حال حاضر شد. این دورانِ شکوفایی و تنوع، با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به نقطه عطفی ناگهانی رسید.

 

دوره پس از انقلاب (۱۳۵۷ تا امروز)

انقلاب ۱۳۵۷ و تأسیس جمهوری اسلامی، تغییرات بنیادینی در ساختار موسیقی ایران ایجاد کرد. موسیقی، به ویژه گونه‌های پاپ و برخی از انواع سنتی با کلام، ابتدا با محدودیت‌های جدی مواجه شد. بسیاری از نهادهای موسیقی منحل شدند و شمار زیادی از موسیقی‌دانان به خارج مهاجرت کردند. مرکز موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و سپس "انجمن موسیقی ایران" تشکیل شدند تا موسیقی را در چارچوب ارزش‌های جدید هدایت کنند. در این فضای جدید، چند جریان اصلی شکل گرفت.

 

موسیقی سنتی: با حمایت نهادهایی مانند صداوسیما و وزارت ارشاد، به حیات خود ادامه داد. استادان بزرگی مانند "محمد رضا شجریان" با همکاری گروه آوا و با گروه همآوایان به رهبری "پرویز مشکاتیان" و بعدها "مجید درخشانی" و "شهرام ناظری" (با تلفیق شعر عرفانی و موسیقی کردی) و "حسین علیزاده" (با ابداعات در ساز و فرم)، نه تنها سنت را زنده نگه داشتند، بلکه با آثاری ماندگار و کنسرت‌های پرطرفدار، آن را به اوج جدیدی رساندند.

"کیهان کلهر" (نی)، "مجتبی میرزاده" (عود) و خوانندگان جوان‌تری مانند "همایون شجریان" و "علیرضا قربانی" این راه را ادامه دادند.

 

موسیقی "مقاومت" و انقلابی: ترانه‌ها و سرودهایی با مضامین دفاع مقدس (جنگ ایران و عراق)، انقلاب و ارزش‌های مذهبی تولید شد که بخش مهمی از موسیقی رسمی دوره را تشکیل می‌داد.

 

 موسیقی زیرزمینی: در پاسخ به محدودیت‌های رسمی بر موسیقی پاپ و راک، از دهه ۱۳۷۰ به بعد، جریانی قوی از موسیقی زیرزمینی شکل گرفت. گروه‌های راک، متال، هیپ‌هاپ و پاپ الکترونیک، آلبوم‌های خود را به صورت غیرمجاز در استودیوهای خانگی تولید و روی CD کپی کرده و پخش می‌کردند یا بعدها در فضای مجازی منتشر می‌ساختند.

 این جنبش، بیانگر نیاز نسل جوان به موسیقی‌ای بود که با تمام ممنوعیت ها و محدودیت هایش زندگی و دغدغه‌های معاصر آنان را منعکس کند.

 

تلفیق و جهانی شدن: از دهه ۱۳۸۰ به بعد، جریان تلفیق موسیقی ایرانی با ژانرهای جهانی شدت گرفت. حسین علیزاده با همکاری "مجید خلج" (تنبک) و گروه‌های بین‌المللی، "محمد رضا درویشی" با پژوهش‌هایش در موسیقی اقوام ایران و آهنگسازی‌های تلفیقی، و "سپیدار حمیدی" با تلفیق موسیقی الکترونیک و سنتی، از پیشگامان این راه بودند. گروه‌هایی مانند "دنگ دنگ" (تلفیق راک و سنتی) و خواننده-آهنگسازانی مانند "مهدی یراحی" و "بهنام صفوی" که موفق به دریافت مجوز شدند، پل مهمی بین موسیقی زیرزمینی و جریان اصلی ایجاد کردند.

از هنرمندان به نام آن دهه میشود به "محسن یگانه" "رضا صادقی" "بابک جهانبخش" و... همچنین آهنگسازانی چون "علیرضا افکاری" و ترانه سرایانی چون "روزبه بمانی" و "مونا برزویی" اشاره کرد.

 ظهور شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های استریمینگ مانند اسپاتیفای و یوتیوب، انقلابی دیگر بود. حالا هنرمندان ایرانی می‌توانستند مستقیماً با مخاطب جهانی ارتباط برقرار کنند. خوانندگان ایرانی-مهاجر کنسرت‌های بزرگی در لس‌آنجلس و دیگر شهرها برگزار کردند.

 

احیای موسیقی نواحی: توجه به گنجینه غنی موسیقی اقوام ایرانی (کرد، لر، بلوچ، ترکمن، خراسانی و...) در دهه‌های اخیر افزایش یافته است. هنرمندانی مانند "علیرضا فرهمند" (بلوچ) و گروه‌های متعددی که موسیقی کردی کار می‌کنند، این صداهای اصیل را نه تنها در ایران، که در جشنواره‌های جهانی معرفی کرده‌اند.

 

ایران و جهان

تاریخ موسیقی ایران و جهان، داستان یک گفت‌وگوی پیوسته است. در دوران باستان، ایران هخامنشی احتمالاً بر موسیقی میان‌رودان و حتی یونان تأثیر گذاشت. پس از اسلام، ایران تبدیل به قلب تپنده تمدن اسلامی شد و نظام مقامی که در بغداد توسط صفی‌الدین ارموی (ایرانی) تدوین شد، بر موسیقی از اسپانیای اسلامی (آندلس) تا هند تأثیر نهاد.

سازهایی مانند عود (بربت ایرانی) و رباب، از طریق امپراتوری عثمانی به اروپا رفتند و در شکل‌گیری سازهایی مانند لوت نقش داشتند. در دوره قاجار، این جریان معکوس شد و ایران شروع به جذب عناصر هارمونی و ارکستراسیون غربی کرد. در قرن بیستم، موسیقی‌دانان ایرانی تحصیل‌کرده در غرب، مانند احمد محمود پاشنگ و بعدها "مرتضی حنانه" با نوشتن آثار ارکسترال با تم‌های ایرانی، این تلفیق را به سطحی هنرمندانه رساندند. امروز، در عصر دیجیتال، این گفت‌وگو مستقیم و آنی شده است. یک تولیدکننده موسیقی الکترونیک در تهران می‌تواند از یک لوپ سنتی تنبک نمونه‌برداری کند و آن را در ترک‌ای با یک دی‌جی در برلین به اشتراک بگذارد. "کیهان کلهر" با نوازندگان بزرگ جهانی مانند "یو-یو ما" همکاری می‌کند و صدای کمانچه را در سالن‌های معتبر جهان می‌پیچاند. گروه‌های راک ایرانی ترانه‌های خود را به انگلیسی می‌نویسند تا مخاطب جهانی داشته باشند.

 

موسیقی، مهم تر از آنچه می اندیشید.

هرچقدر که این هنر به سلیقه هر شخص بستگی داشته باشد،در انتها این هنر بستری است برای فرهنگسازی یک یا چند کشور، بنابر این شما انتخاب میکنید که کدام نوع موسیقی را بشنوید،اما باید به این توجه داشت که رواج هر نوع موسیقی میتواند احساسات و رفتار های جامعه را تغییر دهد، هیچوقت نباید این هنر را با یک راهی برای به دست آوردن ثروت تلفیق کرد، در این صورت تمرکز برای تولید کار های ارزشمند پایین میرود و ارائه ی پوچ زیاد میشود.
موسیقی هنری است که باقی میماند، پس در نتیجه باید در انتخاب هایمان دقت کنیم تا پیامی که برای آیندگانمان به جا میگذاریم مناسب باشد.

در آخر از طرف تیم ایده پیام روز موسیقی ایرانی را به تمام شما تبریک میگوییم.

نظرات

وبلاگ های مشابه